۲۹ ژوئن ۲۰۲۶ - در مطالعهای که اخیراً در مجله تغذیه و دیابت (Nutrition & Diabetes) منتشر شد، محققان به بررسی سیستماتیک و متاآنالیز دادههای منتشر شده پیشین در مورد تأثیر مکملهای بامیه(Abelmoschus esculentus) بر عوامل خطر قلبی-عروقی در بیماران مبتلا به پیشدیابت، دیابت نوع ۲ و نفروپاتی دیابتی پرداختند.
این بررسی سیستماتیک و متاآنالیز، دادههای حاصل از ۱۰ مطالعه کوچک و ناهمگون از نظر روششناسی (۹ کارآزمایی بالینی تصادفیسازی شده و ۱ مطالعه شبهتجربی) را تجمیع کرد. نتایج نشان داد بیمارانی که از مکملهای بامیه استفاده کردند، در مقایسه با گروههای کنترل یا دارونما، کاهش قابلتوجهتری در سطح کلسترول تام، کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم(LDL-C)، تریگلیسیرید، فشار خون دیاستولیک و پروتئین واکنشی سی(CRP) داشتند.
این بررسی نتیجهگیری میکند که اگرچه بامیه جایگزینی برای مداخلات دارویی نیست، اما میتواند به عنوان یک مکمل غذایی کمهزینه و کمکی برای بیماران دارای ریسک کاردیومتابولیک مرتبط با دیابت نقش داشته باشد.
پیشینه
برای چندین دهه، بیماریهای قلبی-عروقی(CVD) عامل اصلی بیماری و مرگومیر در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ بوده است. تحقیقات بالینی ثابت کردهاند که خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و سایر عوارض قلبی-عروقی در بیماران دیابتی تا دو برابر بیشتر از همتایان آنها است که از نظر متابولیکی سالم هستند.
مدیریت بالینی استاندارد عمدتاً شامل داروهایی است که برای کنترل شاخصهایی مانند قند خون، فشار خون و چربیها استفاده میشوند و اثربخشی این درمانها در کاهش خطر بیماریهای قلبی-عروقی اثبات شده است. با این حال، شواهد رو به رشد نشان میدهد که این مداخلات دارویی میتوانند عوارض جانبی داشته و اغلب پرهزینه باشند، که این موضوع دسترسی به آنها را در گروههای حساس به دارو یا با منابع مالی محدود، محدود میکند.
امروزه تقاضای فزاینده برای جایگزینهای ایمن و طبیعی برای درمانهای مرسوم، باعث افزایش علاقه علمی به مداخلات غذایی پایدار و از نظر فرهنگی پذیرفتهشده شده است. بامیه، یک گیاه دارویی سنتی سرشار از فیبر محلول، مواد معدنی، ویتامینها و پلیفنولهای آنتیاکسیدانی، به عنوان یک کاندیدای بالقوه که واجد این شرایط است، مورد توجه قرار گرفته است.
متأسفانه، با وجود اینکه یافتههای بالینی اولیه به مزایای متابولیک بامیه اشاره داشتند، کارآزماییهای انسانی همچنان کوچک و پراکنده باقی ماندهاند که این امر مانع از ادغام آنها در سیاستهای بهداشت عمومی و توصیههای بالینی شده است.
درباره این بررسی
هدف از این بررسی سیستماتیک، رفع شکافهای دانشی و اطلاعرسانی در مورد استفادههای آتی بامیه در بیماران دیابتی از طریق متاآنالیز شواهد بالینی بررسیشده توسط متخصصان در مورد مزایای متابولیک بالقوه این گیاه تا تاریخ ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ بود. در این بررسی ابتدا از یک استراتژی جستجوی سفارشی برای شناسایی انتشارات مرتبط از پایگاههای داده PubMed، Scopus، Embase، Web of Science، Google Scholar، ثبت کارآزماییها و فهرست منابع، از زمان آغاز به کار پایگاههای داده تا فوریه ۲۰۲۶ استفاده شد.
سپس با غربالگری عنوان، چکیده و متن کامل، ۱۰نشریه (۹کارآزمایی بالینی تصادفیسازی شده و ۱مطالعه شبهتجربی) شامل شرکتکنندگان بزرگسال با تشخیص پیشدیابت، دیابت نوع ۲یا نفروپاتی دیابتی (یک عارضه مزمن کلیوی مرتبط با دیابت) شناسایی شدند.
یافتههای اولیه نشان داد که فرمولاسیونهای بامیه مورد استفاده در مطالعات فردی تفاوتهای قابلتوجهی با هم داشتند و از میوه پودر شده تا عصاره و ترکیبات دانه را شامل میشدند. مدت زمان مداخلات نیز به همین ترتیب ناهمگون بوده و از ۲هفته تا ۳ماه و دوزهای روزانه از ۳تا ۲۰گرم متغیر بود.
در این بررسی، تغییرات شاخصهای کلسترول تام، کلسترول لیپوپروتئین با چگالی بالا(HDL-C)، LDL-C، تریگلیسیرید، فشار خون سیستولیک (SBP)، فشار خون دیاستولیک (DBP) و CRP شرکتکنندگان در مقایسه با مقادیر پایه (مقادیر پیش از شروع مصرف مکمل بامیه) محاسبه شد.
یافتهها
یافتههای تجمیعشده در این متاآنالیز نشان داد که مصرف مکمل بامیه به بهبودهای قابلاندازهگیری در چندین شاخص جایگزین (Surrogate) برای خطر قلبی-عروقی منجر میشود. به عنوان مثال، محاسبات نشان داد که مصرف بامیه به طور معناداری کلسترول تام شرکتکنندگان را ۱۴.۱۶میلیگرم بر دسیلیتر (p < 0.001) و LDL-C را ۸.۵۱ میلیگرم بر دسیلیتر (p = 0.009) کاهش میدهد.
به همین ترتیب، غلظت تریگلیسیرید نیز ۱۵.۴۳ میلیگرم بر دسیلیتر کاهش داشت که از نظر آماری معنادار بود (p = 0.022). تحلیلهای زیرگروهی که با هدف روشن شدن مکانیسمهای زمینهای این نتایج انجام شد، الگوهای احتمالی وابسته به دوز را نشان داد: دوزهای روزانه کمتر (۴گرم یا کمتر) منجر به کاهش قابلتوجه در کلسترول تام و LDL-C شد، در حالی که دوزهای بالاتر در کاهش تریگلیسیرید مؤثرتر بودند. با این حال، نویسندگان هشدار دادند که این یافتههای زیرگروهی باید با احتیاط تفسیر شوند، زیرا تعداد مطالعات محدود بوده است.
دادهها همچنین نشان داد که «مدت زمان» عاملی مهم در بهرهمندی از مزایای بامیه است؛ به طوری که مداخلاتی که بیش از ۲ماه طول کشیدند، نقش معناداری در بهبود سطح لیپیدها داشتند و در تحلیلهای زیرگروهی افزایش معناداری را در HDL-Cنشان دادند، هرچند که در مجموع (در کل مطالعه)، بهبود معناداری در سطح HDL-Cمشاهده نشد.
همچنین، این بررسی نشان داد که بامیه بر شاخصهای گردش خون نیز تأثیرگذار است، از جمله فشار خون دیاستولیک (DBP) که به طور معناداری ۱.۱۷میلیمتر جیوه کاهش یافت (p = 0.038). با این حال، تحلیلها نتوانستند ارتباط آماری معناداری را بین مصرف بامیه و بهبود فشار خون سیستولیک (SBP) نشان دهند (p = 0.439).
در نهایت، عصارههای بامیه اثرات ضدالتهابی بالقوهای از خود نشان دادند و سطح سیستمیک CRPرا ۲.۲۸میلیگرم بر دسیلیتر کاهش دادند (p < 0.001)، اگرچه این یافته تنها بر اساس ۲ مطالعه بود.
نتیجهگیری
این بررسی به چندین مکانیسم پیشنهادی میپردازد که ممکن است مزایای درمانی بامیه را توضیح دهند. فیبر محلول موجود در بامیه ممکن است با اتصال به اسیدهای صفراوی در روده، مانع از بازجذب کلسترول شده و کبد را وادار به پاکسازی ذخایر لیپیدی کند. در همین حال، ترکیبات زیستفعال مانند کوئرستین ممکن است آنزیمهای هضمکننده چربی را مهار کنند و پروتئینهای دانه بامیه نیز ممکن است به عنوان مهارکنندههای خفیف آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) برای کاهش فشار خون عمل کنند.
با این حال، نویسندگان همچنین خاطرنشان کردند که این بررسی (و به تبع آن، حوزه تحقیقات مکمل بامیه) به دلیل عدم استانداردسازی روششناختی بین مطالعات مختلف (ناهمگونی) و فقدان تنوع جغرافیایی در جمعیتهای مورد مطالعه (تمام مقالات شاملشده تنها بر جمعیتهای آسیایی تمرکز داشتند) محدود است؛ این موضوع قابلیت تعمیم نتایج این مرور را محدود میکند. شواهد همچنین به دلیل حجم نمونههای کوچک، قطعیت پایین تا متوسط در پیامدها، و فقدان دادههای بلندمدت در مورد حوادث قلبی-عروقی، ایمنی یا تداخلات دارویی محدود بودهاند.
محققان نتیجهگیری کردند که اگرچه بامیه هرگز نباید جایگزین داروهای تجویزی اصلی شود، اما میتواند به عنوان یک مکمل غذایی کمهزینه عمل کند که به طور جزئی برخی از شاخصهای منتخب خطر قلبی-عروقی را بهبود میبخشد.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20260629/Okra-supplements-may-lower-cholesterol-and-inflammation-markers-in-diabetes.aspx